همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی ، که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
سلام
دیر زمانی بود که مسئله ای فکرم را به خود مشغول کرده بود
و چیزی نبود جز زنده نگه داشتن گوشه ای از فرهنگ این دیار کهنسال :
لغات و اصطلاحات کرمونی ، که بس شیرینند و دلنشین
قصد داشتم به نوعی آنها را در گوشه ای از این اینترنت بی سر و ته بگذارم که تا ابد باقی بماند، ما که رفتنی هستیم ، ولی یادها و کرده هاست که از آدمی باقی میماند
و امشب هم آبجی پری خانم باعث شد که تصمیمم رو عملی کنم
یه منبع خیلی عالی در این مورد دارم
یه کتاب از جناب آقای محمد تقی واعظ تقوی به نام فرهنگ اصطلاحات کرمان
کتابی قدیمی ، چاپ اسفندماه 1351 ؛ که با خط خود ایشان تحریر شده
که کاری بس مورد سپاسگذاری انجام داده اند
همان گونه که استاد گرانقدر ، جناب آقای دکتر باستانی پاریزی در مقدمه این کتاب از ایشان تقدیر کرده اند
ایشان در این کتاب باارزش ،به لغات و اصطلاحات کرمونی، سنت ها ، عقاید و امثله و کنایات ، آثارتاریخی ، غذاها و مشاهیر کرمونی پرداخته
که امیدوارم بتوانم به دفعات اکثر آنها را که رو به فراموشی میروند در یادها زنده کنم
خوندن این سری کلمات و جملات قصار رو به همه دوستان و عزیزان کرمونی توصیه میکنم
چون تمام اینها از پدران ما به یادگار مانده و سینه به سینه نقل شده
و همچنین به بزرگترها ، که شاید یادآوری گذشته ها باشد
به امید حق
شب خوش